چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

معرفت انسان نسبت به خودش، جهان هستی و خدای خویش روز به روز، بیشتر و بیشتر میشود به شرط اینکه شما نیز با خودتان صداقت داشته باشید و بتوانید استعداد های خود را کشف کنید.


کشف استعداد‌ها

پسری هجده ساله هستم که سردرگمم و علایق و استعداد‌های خودم را نمی‌شناسم و نمی‌دانم به چه چیزی علاقه دارم، ولی دوست دارم که استعدادم را بشناسم که در چه زمینه‌ای هست و به بهترین روش هدایتش کنم؟

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

برای پیدا کردن علایق و استعداد های تان باید تجربه نوشتن را داشته باشید

این نوشتن ممکن است شامل شرح حال، خاطرات، داستان و… باشد. خلاصه اینکه شما به هر حال بنویسید. نوشتن انسان را در شناخت هر چه بیشتر و بهتر خویش کمک و یاری می‌رساند. سالنامه‌ای را تهیه کنید و هر روز سعی کنید یک صفحه از آن را پر کنید. پس از یک ماه به نوشته‌های روز‌های اولتان برگردید و آن‌ها را بخوانید. خودتان هم متوجه این خواهید شد که روز به روز تغییر کرده اید.

خلاق باشید

هر روز چند دقیقه از وقت آرامش تان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده‌ ای که روی آن کار می‌کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می‌شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می‌دانیم که بهترین ایده‌ ها زمانی به فکرمان خطور می‌کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی‌کنیم.

پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده‌های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهن تان می‌رسد و باعث می‌شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.

روی زندگانی خودتان متمرکز شوید

هر شب قبل از خواب، ساعتی را به خودتان اختصاص دهید و به کار‌های روزتان فکر کنید. ببینید چه کار‌هایی را انجام داده اید. تمامی آن‌ها را روی برگه بنویسید. به کجا‌ها رفته اید. چه مطالبی را خوانده اید و… هر شب در ساعت آخر شب این کار را انجام دهید. پس از یک هفته یک بازنگری بر روی نوشته هایتان داشته باشید.

ببینید که چه کار‌هایی را بیشتر انجام داده اید. وقتی که با دوستانتان صحبت می کنید بیشتر مایل هستید که در چه زمینه‌هایی گفتگو کنید. چه مطالبی را بیشتر از رادیو و تلویزیون پیگیر هستید؟ سری به کتابخانه تان بزنید. بیشتر در چه زمینه‌ای کتاب می‌خوانید؟ به کتابفروشی‌ های بیرون بروید.

چه کتاب‌هایی شما را بیشتر جذب می‌کنند؟ هر روز، روزنامه بخرید و آن را بخوانید. چه مطالبی را دنبال می‌کنید و هر روز دوست دارید آن‌ها را بخوانید و حتی کدامیک از مطالب را آرشیو می‌کنید؟ در چه زمینه‌هایی صاحبنظر هستید؟ به این معنا که خیلی خوب از پس صحبت کردن در مورد آن مطلب برمی آیید و دوستانتان شما را تحسین میکنند و یا اینکه خیلی خوب به حرفهای تان گوش فرا می‌دهند؟

به زندگی گذشته خود فکر کنید

در چه زمینه‌هایی کار کرده اید و صاحب آثاری هستید. در چه زمینه‌هایی موفق بوده اید و احساس کرده اید که می‌توانید موفق باشید.

مدتی به کلاس‌های مختلف در رشته‌های مختلف بروید

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

کلاس‌هایی در زمینه‌های گوناگون که احساس می‌کنید به آن زمینه‌ها علاقه دارید و دوست دارید در آن حیطه‌ها کار کنید. ببینید کدامیک از کلاس‌ها را بیشتر دوست دارید و دوست دارید که بیشتر و بیشتر از آن‌ها بیاموزید. در کدامیک از آن‌ها استعداد دارید؟

چگونه می‌شود فهمید که یک فرد در رشته‌ای بااستعداد است؟ یکی از روش‌های فهمیدن آن این است که کاری را که دیگران حالا یا به سختی و یا با گذاشتن زمان زیادی میتوانند آن را انجام دهند فرد با گذاشتن زمان کمی و به خوبی از پس آن کار برآید.

کتاب آشنایی با رشته‌های مختلف دانشگاهی را تهیه کرده و آن را مطالعه نمایید

یا اینکه نگاهی گذرا به فهرست کتاب و رشته‌های مختلف داشته باشید و ببینید که کدامیک از رشته‌ها بیشتر شما را جذب می‌کند.

شناخت انسان از نفس خویش، علایق خویش، استعداد‌های خویش و… روز به روز بهتر و بهتر میشود. معرفت انسان نسبت به خودش، جهان هستی و خدای خویش روز به روز، بیشتر و بیشتر میشود به شرط اینکه شما نیز با خودتان صداقت داشته باشید.

کمتر صحبت کنید، سعی کنید بیشتر فکر کنید

بیشتر شنوا باشید تا گویا. در روایت از امام معصوم آمده است که” الفکر ینیر القلب؛ فکر، قلب را نورانی می‌کند”.

در تمامی این مواردی که ذکر کردیم. شما برای هر مورد، یادداشت کنید که به چه چیز‌هایی علاقه‌مند هستید و هر کدام از علایق شما مربوط به کدام رشته دانشگاهی می‌باشد و سپس بر اساس نتایج این موارد، تصمیم بگیرید.

دوست دارید آینده خود را در چه شکل و تصویری ببینید، در چه حرفه‌ای متبحر شده اید؟

موفقیت‌ها و دستاورد‌های زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت‌هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آن‌ها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می‌کنید.

چه کار‌هایی هست که گذر زمان را برایتان ساده‌تر می‌کند و می‌توانید ساعت‌ها در مورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان این‌ها استعداد نباشد، اما اگر اینقدر از انجام آن‌ها لذت می‌برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.


چگونه استعداد خود را کشف کنیم ؟

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

پسری ۲۶ ساله ام. بخاطر بعضی مسائل، جدیدا موفق به اتمام درسم در مقطع کارشناسی حسابداری شدم. با این که از ابتدا رشته ام را برای ورود به عرصه کار انتخاب کردم اما الان اصلاً علاقه ای به آن ندارم. به دنبال کار مناسب هستم. به حرفه خاصی علاقه ندارم ولی در هر شاخه ای سریع موفق می شوم و خودم را با شرایط وفق می دهم. دوست دارم استعداد واقعی خودم را کشف کنم و همان کار را انجام بدهم اما متاسفانه موفق به کشفش نشده ام.

هویت شغلی، بخش مهمی از هویت هر شخص را تشکیل می دهد، بدین معنا که ما خودمان را بر اساس عوامل مختلف که شغل و تحصیلات هم یکی از ابعاد مهم آن است، می شناسیم و به هویت و کیستی خود شکل می دهیم. برای همین ضرورت دارد نوع و رشته تحصیلی و شغل مان مطابق با شخصیت و نیازهای ما باشد وگرنه دچار تعارضات شدیدی خواهیم شد.ما چه بخواهیم، چه نخواهیم مقدار قابل توجهی از وقت خود را در شغل مان صرف می کنیم.کشف استعداد

کشف استعداد

به دنبال تجربه اندوزی باشید

با توجه به آن چه شما در متن سوال تان گفتید، فکر می کنم برای شما بهترین کار، تجربه کردن باشد. ما با تجربه کارهای مختلف می توانیم به استعدادها و علایق خود پی ببریم.

صرفا با فکر کردن و کتاب خواندن، اتفاقی رخ نخواهد داد. کتاب خواندن یا مشاوره، روش تفکر و شیوه استخراج و مدیریت اطلاعات را به شما آموزش می دهد اما داده های ورودی این فرایند از تجارب ما سرچشمه می گیرد. در این شرایط برای شما بهترین کار، امتحان مشاغل مختلف است از فروشندگی و بازاریابی و حسابداری که رشته تحصیلی شما هم بوده است تا کار در مهد کودک یا هر شغلی که توانایی آن را دارید. این تجارب باعث خواهد شد اطلاعات لازم را درباره خودتان جمع آوری کنید و سپس با تجزیه و تحلیل این داده ها به علایق و استعدادهای خود پی ببرید. البته توجه به ویژگی های هر کار و سختی های آن با شناختی که از خودتان دارید، در مرحله قبل از تجربه کردن قرار می گیرد.

کشف زمینه استعداد

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

درباره این که گفته بودید در انجام هر کاری، خودتان را با شرایط وفق می دهید باید توجه داشته باشید انعطاف پذیری، امر مثبتی است اما مشابه هر ویژگی مثبت دیگر، افراط و زیاده روی در بهره بردن از آن مناسب نیست.

انعطاف پذیری بیش از حد، مثبت نیست

در واقع آن چه شما می گویید انعطاف پذیری نیست بلکه بی نظر و سیال بودن است مانند آب که همیشه شکل ظرف را به خود می گیرد. انعطاف پذیری زیاد، گاهی باعث نقض هویت شخصی انسان می شود. در واقع انعطاف، زمانی معنا دارد که شما حول چند اصل ثابت و در جزئیات آن ها از خود انعطاف نشان دهید. انعطاف بیش از حد، باعث شده است شما هیچ گاه به خواسته ها، نیازها و استعدادهای خود فکر نکنید و حتی در بررسی های خود فقط از بازخورد های بیرونی برای کشف استعداد های تان استفاده کنید.

به درون خود نگاه کنید

برای کشف استعدادهای تان، تمام حرف های دیگران را فراموش کنید و فقط به درون خویش بنگرید. آن گاه مطمئن هستم به آن چه می خواهید دست خواهید یافت. در واقع خود، آینه خود شوید تا در آن به وضوح خویشتن را بیابید. آینه های دیگران همیشه زاویه دار هستند و بر اساس شخصیت و نیازهای خود سوگیری دارند، در نتیجه آن چه در آن می بینید، فقط تصور آن ها از شماست و نه خود واقعی شما. بی واسطه به خود، تجربیات خودتان و گذشته و آینده تان نگاه کنید تا بتوانید از شرایط فعلی به سمت موفقیت گام بردارید و استعدادتان را بیابید.

شناسایی استعداد 

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

۴ روش برای کشف زمینه ای که در آن استعداد دارید

برای تحقق این امر باید از خودتان بپرسید:

چه مهارت هایی به شما کمک کرده اند تا رشد کنید؟

یکی از مواردی که برای پی بردن به کشف استعداد تان مهم است، شناخت مهارت هایی است که به رشد شما کمک کرده اند. مطمئنا در طول دوران کودکی و هم چنین مدرسه و دانشگاه مهارت های خاصی را از روی نیاز به دست آورده اید. به عنوان مثال اسکات ادینگر مدیرعامل یکی از شرکت های مشاوره ای برتر جهان است، او در زمان کودکی در شرایط بسیار نامطلوبی زندگی می کرد و یاد گرفت برای زنده ماندن در این محیط باید چالش های بسیاری را رد کند، این نیاز به او کمک کرد تا تخصص ارتباطات، همسویی با دیگران، متقاعدسازی و حل تعارضات را یاد بگیرد.

چه کارهایی به شما احساس قوی بودن می دهند؟

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

مارکوس باکینگهام، یکی از نویسندگان برتر حال حاضر در مورد کشف استعداد و نقاط قوت توضیح می دهد:نقاط قوت ما به شیوه های اساسی جلب توجه می‎ کنند، آن ها باعث می شوند ما احساس قوی بودن بکنیم. توجه داشته باشید چه زمانی ‎شما احساس کنجکاوی، موفقیت و خوشبختی می کنید. این لحظات سر نخی از نقاط قوت شما داشته و به کشف استعداد شما کمک می کنند.

هنگامی که کودک بودید چه کارهای عجیب و غریبی انجام می دادید؟

یکی از گام های مهم برای کشف استعداد ، یادآوری کارهای عجیب و غریبی است که در کودکی انجام می دادید. زمانی که ما کودک هستیم، کارهایی را انجام می دهیم که به آن ها علاقه داریم؛ حتی اگر این کارها کمی عجیب و غریب باشند. هنگامی که به سرگرمی های دوران کودکی خود نگاه کنید، به احتمال زیاد یک استعداد ذاتی کشف خواهید کرد.

چه استعداد و نقات قوتی را در خود نادیده گرفته اید؟

اغلب اوقات ما نسبت به نقاط قوت خودمان بی اعتنا هستیم، زمانی که شما به صورت ناخودآگاه کاری به خوبی را انجام می دهید، به آسانی آن را نادیده می گیرید. به دقت گوش فرا دهید و آن نقاط قوتی را که به آسانی ردشان می کنید بیابید.


کشف استعداد های طبیعی هر فرد، کار بسیار دشواری است. در مورد خود من چند دهه طول کشید تا متوجه شوم که در نوشتن استعداد دارم. هرگز از این استعداد باخبر نبودم، چون در دبیرستان همیشه در درس ادبیات، نمرات پایینی می‌گرفتم. ولی امروز، میلیون‌ها نفر نوشته‌ های من را می‌خوانند. کشف اینکه چه استعدادهایی دارید، برای شما نیز مانند بسیاری از افراد دیگر، می‌تواند بسیار سخت باشد. برای اینکه ببینید چگونه می‌توانید استعداد خود را کشف کنید، مقاله زیر را بخوانید.

در کودکی، چه چیزی شما را هیجان‌زده می‌کرد؟

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

کمی وقت بگذارید و شادترین خاطرات خود در دوران ابتدایی را به یاد بیاورید. چه چیزی آن لحظات را آنقدر لذت‌بخش می‌کرد؟ چه ویژگی‌های مشترکی وجود داشت؟ آیا وقتی ۹ ساله بودید، فردی رقابتی بودید؟ شاید به فوتبال علاقه داشتید و هر روز بی‌صبرانه منتظرِ زنگ تفریح بودید. به عشق فوتبال زندگی می‌کردید و عاشق لحظه‌ای بودید که می‌توانستید بیرون بدوید و به زمین تمرین بروید و بازی را شروع کنید. یا شاید از کار کردن بر روی پروژه‌های گروهی بزرگ و رقابتی لذت می‌بردید؟ دوستان‌تان می‌خواستند که در گروه آنها باشید و استعداد زیادی در بالا بردن نمره‌ی کل گروه داشتید. بله شما از این فرصت‌ها لذت می‌بردید و برای‌تان هیجان‌انگیز بود.

در کنار فکر کردن به این خاطرات کودکی، به این مسئله نیز فکر کنید که در دوران بزرگسالی، چه فعالیت‌های مشابهی شما را هیجان‌زده می‌کند. شاید هنوز هم اهل رقابت باشید، ولی با این تفاوت که اکنون برای به دست آوردن مشتری‌های جدید برای استارتاپ‌تان رقابت می‌کنید. شاید هنوز هم پروژه‌های استراتژیک و پیچیده را دوست دارید، ولی با این تفاوت که اکنون این پروژه‌ها را برای یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی انجام می‌دهید.

چرا ما بعضی چیزها را انتخاب می‌کنیم و از کارهای خاصی لذت می‌بریم؟ چرا در انجام بعضی از کارها، بهتر از سایر کارها عمل می‌کنیم؟ «تم استعداد» (talent theme، اصطلاح استفاده شده توسط گالوپ)، یک الگوی طبیعیِ تکرارشونده از اندیشه، احساس یا رفتار است که می‌توان آن را به طور سازنده‌ای به کار گرفت.

شناخت استعدادهای منحصر به فرد، به شما کمک می‌کند تا به این پرسش‌ها پاسخ دهید. استعدادهای منحصر به فرد، به شما نشان می‌دهد که چرا چیزهای خاصی را انتخاب می‌کنید، از کارهای خاصی لذت می‌برید و در بعضی کارها بهتر از کارهای دیگر عمل می‌کنید. در واقع، احتمال اینکه ۵ تم استعداد برتر شما مانند شخص دیگری باشد، فقط ۱ در ۳۳ میلیون است!

بنابراین باید بدانید که آنچه در دوران ابتدایی شما را هیجان‌زده می‌کرده و آنچه در دوران بزرگسالی شما را هیجان‌زده می‌کند، بسیار شبیه یکدیگر هستند. شما فقط از تم‌های استعداد یکسانی (مثلا رقابتی بودن و علاقه به پروژه‌های استراتژیک) در محیط‌های متفاوتی استفاده می‌کنید.

امروز چه کارهایی بیش از سایر کارها، همان لذتی را در شما ایجاد می‌کند که ۲۰ یا ۳۰ سال پیش و در دوران کودکی حس می‌کردید؟ برای نزدیک کردن کارهای امروزتان به لحظاتی که در گذشته شما را هیجان‌زده می‌کرده، راه‌هایی را پیدا کنید. خاطرات دوران دبستان، داستان‌های قدرتمندی هستند که نشان می‌دهند چه استعدادهایی دارید و چگونه باید از آنها استفاده کنید.

چه وقت‌هایی کاملا زمان را فراموش می‌کنید؟

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

فرض کنید که ساعتِ ۹ صبح روز پنجشنبه است. زمان شما، کاملا به خودتان تعلق دارد و قرار نیست که بازی فوتبالی انجام بدهید، به جایی بروید یا گزارش کاری‌ای را انجام بدهید و تا چند ساعت، هیچ کاری برای انجام دادن ندارید. می‌توانید فعالیت مورد علاقه‌تان را انجام دهید که می‌تواند نواختن گیتار، باغبانی یا نوشتن رمان باشد. شاید هم کار مورد علاقه‌تان، برنامه‌نویسی پایتون برای پروژه‌ی شخصی باشد که چند ماهِ قبل شروع کرده‌اید.

این فعالیت، هر زمان که آن را انجام دهید، شما را جذبِ خود می‌کند و طی آن ذهن، جسم و ادراک شما در تقارن کامل کار می‌کند. در این وضعیت زمان را فراموش می‌کنید و پیش از آنکه بدانید، ساعت ۱۲:۳۰ شده است و شما هنوز حتی به ناهار فکر هم نکرده‌اید. اگر شغل شما نیز به اندازه‌ی پروژه‌ی شخصیِ روز پنجشنبه‌تان لذت‌بخش باشد، چطور؟ آیا می‌توانید دوباره همان جادو را مهار و اسیرِ خود کنید؟

به لحظاتی مانندِ این، توجه زیادی داشته باشید. اگر آنقدر در انجام کاری غرق می‌شوید که زمان را فراموش می‌کنید، این یکی از نشانه‌های مهمِ رسیدن به حالت فِلو (flow، اصطلاحی در روانشناسی به معنیِ غرق شدن در کار) است. اگر در حینِ انجام یک پروژه، هر میزانی از حالتِ فلو را تجربه می‌کنید، به احتمال زیاد در حال استفاده از یک یا چند مورد از استعدادهای طبیعی‌تان هستید.

برای انجام چه کاری اشتیاق دارید؟

چگونه استعداد خود را کشف کنیم؟

درست در همین لحظه که این مطلب را می‌خوانید، چه آتشی در درون شما شعله‌ور است؟ در طول تاریخ بشر هیچ زمانی برای شروع انجام ماموریت زندگی‌تان، ساده‌تر از همین الان نبوده است. آیا عاشق نوشتن هستید؟ این خیلی خوب است، می‌توانید برای خود یک وبلاگ ایجاد کنید. آیا بهتر از هر کسِ دیگری قلاب‌دوزی می‌کنید؟ این عالی است. چند شال و روسری اضافه ببافید و آنها را در سایت‌های خرید و فروش کالا، به فروش برسانید.

آیا حتی فکر کردن در مورد ملاقات و برقراری ارتباط با افراد جدید، شما را بی‌نهایت خوشحال می‌کند؟ برای مثال می‌توانید برای مدیران محلی در شهر خود، جلسه‌ای غیررسمی ترتیب بدهید. آیا از هر سه کار لذت می‌برید؟ در این صورت می‌توانید برای وبلاگ‌نویسانِ قلاب‌دوزی حرفه‌ای، جلسه‌ای ماهیانه برگزار کنید.

در دنیای ایده‌آل، همه می‌توانند هر روز در محل کار، از استعدادها و توانایی‌های خود استفاده کنند. ولی متاسفانه، برای بیشتر مردم اینگونه نیست. در واقع، طبق آمار موسسه‌ی گالوپ، ۶۳ درصد از شاغلین در سراسر جهان، به کار خود علاقه ندارند. البته این رقم، ۲۴ درصدی را که به طور جدی از شغل خود بیزار هستند، شامل نمی‌شود. اگرچه دلایل متعددی برای این مسئله وجود دارد، یکی از عوامل مهم این است که بیشتر شاغلین، به طور روزانه از استعدادهای طبیعی خود در محل کار استفاده نمی‌کنند.

به این مسئله فکر کنید که در طبیعت، عقاب می‌تواند بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ کیلومتر در روز پرواز کند. فیل می‌تواند تا ۸۰ کیلومتر در روز بر روی زمین پرسه بزند. اگر عقاب یا فیل را در قفسی اسیر کنیم، آنها دیگر نمی‌توانند به صورتی زندگی کنند که برای آن ساخته شده‌اند. در این حالت،این موجودات خاموش، خفه و اسیر می‌شوند. به همین ترتیب، میلیون‌ها نفر نیز در جهان نمی‌توانند هر روز کاری را انجام دهند که برای آن ساخته نشده‌اند.

برای شما درک این مسئله که در جایی هستید که نمی‌توانید از استعدادهای‌تان استفاده کنید، دردناک و ناراحت‌کننده خواهد بود. خوشبختانه زندگی یک سفر است و یک روز منفرد و مجزا نیست. دست‌کم یک راه کوچک برای دوباره بازگرداندن بعضی از شادی‌های دوران کودکی‌تان پیدا کنید. مثلا در یک روز پنجشنبه، در کار مورد علاقه‌تان غرق شوید و زمان را فراموش کنید یا بر کاری که آرزوی انجام آن را دارید تمرکز و آن را شروع کنید.

0/5 (0 Reviews)
لطفا به این مطلب امتیاز دهید !

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.